الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
343
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
311 - هنگامى كه امام وارد بصره شد « انس بن مالك » را خواست تا نزد « طلحه » و « زبير » برود و آنچه را كه از پيامبر ( ص ) در بارهء آنها شنيده به آنها يادآورى كند . انس از اين مأموريت سر پيچى كرد و به خدمت امام آمد و گفت : من آن را فراموش كردهام امام فرمود : اگر دروغ ميگوئى خداوند سرت را به سفيدى روشنى ، مبتلا كند كه عمامه آن را نتواند پوشانيد ( 728 . ) . شريف رضى مىگويد : منظور امام بيمارى « برص » است چيزى نگذشت كه لكههاى سفيد برص ، در چهره انس آشكار گشت و از آن پس هيچكس او را بىنقاب نمىديد . 312 - دلهاى آدميان گاهى پر نشاطند و گاه بىنشاط ، آن گاه كه پر نشاطند آنها را بانجام مستحبات نيز وادار كنيد و آن گاه كه بىنشاطند تنها به انجام فرائض و واجبات قناعت جوئيد . 313 - در قرآن ، اخبار پيشينيان و مسير حوادث آينده و حكم و دستور بين شما آمده است . ( 729 . ) . 314 - سنگ را از همان جا كه آمده باز گردانيد ، چرا كه شر و بدى را جز با بدى نمىتوان رفع نمود . ( 730 . ) 315 - به نويسندهاش « عبيد اللّه ابن ابى رافع » فرمود : مركب دواتت را با گذاردن ليقه در آن تنظيم كن و نوك قلمت را طولانى نما ، بين سطرها فاصله بينداز ، و فاصله بين حروف را كم كن كه اين به جلوه و زيبائى خط مىافزايد ( 731 . ) 316 - من يعسوب مؤمنانم و مال و ثروت ، يعسوب بد كاران ( 732 . )